خانه 4 حوادث ناگوار 4 خانه امیرحسین پس از اعدام

خانه امیرحسین پس از اعدام

اجرای حکم اعدام قتل ستایش قریشی

اخبار جدید از ستایش قریشی

پیکر بی‌جان امیرحسین را چند ساعت بعد از اعدام در زندان رجایی‌شهر به آرامگاه خیرآباد بردند و در سکوت و بی‌خبری اهالی شهر به خاک سپردند.

«صبح روز پنج‌شنبه بعد از اعدام، تا آمبولانس بهشت زهرا از زندان رجایی‌شهر به خیرآباد رسید، ساعت یک بعدازظهر شد. در سکوت قبرستان، مادر و پدر و خواهران امیرحسین آرام اشک ریختند و وقتی خاکسپاری تمام شد، به خانه رفتند. حالا که چند ساعت از خاکسپاری می‌گذرد، صدایی از داخل خانه بیرون نمی‌آید و روی دیوارهای کوچه هم هیچ نشانه‌ای از عزاداری اهالی این خانه نیست. تنها در را نیمه‌باز گذاشته‌اند تا اگر فامیل یا همسایه‌ای خواست به دیدن‌شان بیاید، به در بسته نخورد.»

روزنامه قانون نوشت:‌ «پیکر بی‌جان امیرحسین را چند ساعت بعد از اعدام در زندان رجایی‌شهر به آرامگاه خیرآباد بردند و در سکوت و بی‌خبری اهالی شهر به خاک سپردند. چند ساعت قبل از اعدام، مادر و پدر و سه خواهرش، همراه با جمعی از خیریه‌ها پشت در زندان ایستادند و تلاش کردند تا جایی میان امید و ناامیدی خانواده ستایش را راضی کنند تا اعدام را به تعویق بیندازند که از پشت درهای زندان خبر آمد: «امیرحسین اعدام شد». امیرحسین، پسر ۱۸ ساله‌ای بود که یک‌سال و نیم پیش ستایش، دختر ۶ ساله افغان را بعد از تعرض به او به قتل رساند. خانواده ستایش یک ماه قبل از اعدام، خانه و زندگی‌شان را جمع کردند و از خیرآباد رفتند. این را دختر همسایه دیوار به دیوارشان می‌گوید. در تمام یک سال و نیم بعد از این اتفاق، اهالی خیرآباد خیلی کم اعضای این دو خانواده را در شهر دیدند و در این میان یک بار پدر امیرحسین، پدر ستایش را در خیابان دید و از او خواهش کرد که پسرش را ببخشد اما شیرآقا نتوانست چشم روی قتل دخترش ببندد و تنها راه انتقام را در قصاص امیرحسین می‌دید.

یک‌ بار هم اتفاقی مادر امیرحسین، مادر ستایش را در امامزاده خیرآباد دیده بود و خواسته بود تا پسرش را ببخشد اما مادر ستایش هم نتوانست. دادگاه اجازه داد تا باقیمانده عمر امیرحسن بگذرد و به ۱۸ سالگی برسد و بعد او را قصاص کنند. حالا در قبرستان خیرآباد مزار ستایش و امیرحسین دو کودک قربانی ماجرا با چند ردیف فاصله از همدیگر قرار دارد. صبح روز پنج‌شنبه بعد از اعدام، تا آمبولانس بهشت زهرا از زندان رجایی‌شهر به خیرآباد رسید، ساعت یک بعدازظهر شد. در سکوت قبرستان، مادر و پدر و خواهران امیرحسین آرام اشک ریختند و وقتی خاکسپاری تمام شد، به خانه رفتند. حالا که چند ساعت از خاکسپاری می‌گذرد، صدایی از داخل خانه بیرون نمی‌آید و روی دیوارهای کوچه هم هیچ نشانه‌ای از عزاداری اهالی این خانه نیست. تنها در را نیمه‌باز گذاشته‌اند تا اگر فامیل یا همسایه‌ای خواست به دیدن‌شان بیاید، به در بسته نخورد. دور تا دور هال نسبتا بزرگ خانه را پشتی گذشته‌اند و زن‌ها یک طرف و مردها هم یک طرف نشسته‌اند. یا زیر لب قرآن می‌خوانند یا در سکوت سرشان را پایین انداخته‌اند.

مادر امیرحسین کنج خانه، کنار بخاری نشسته و با چشم‌های بسته، دستش روی قلبش است. پیراهن سورمه‌ای با گل‌های کوچک سفید به تن دارد و روی سر و بخشی از صورتش را با روسری سیاه پوشانده است. مهمان‌ها یکی‌یکی می‌آیند و می‌روند. تنها صدای بچه‌های کم‌سن و سال داخل حیاط که با هم بازی می‌کنند، شنیده می‌شود. مادر امیرحسین گاهی چشم‌هایش را باز می‌کند و با صدای آهسته و زبان محلی می‌گوید: «مادر! مادر!» پدر نیز کنار آشپزخانه ایستاده و به مهمان‌ها خوش‌آمد می‌گوید. گاهی می‌نشیند و به فکر فرو می‌رود و بعد ناگهان بلند می‌شود و می‌ایستد. دوباره می‌نشیند و می‌گوید: «من با کسی حرفی ندارم. ما نباید با کسی صحبت کنیم.» خواهر امیرحسین خیره به چشم‌های پدر نگاه می‌کند. پدر را می‌بیند که دست‌هایش می‌لرزد و با تکانه‌های ضربان قلبش تکان می‌خورد.

آرام و بی‌صدا روی زمین می‌نشیند. یکی از مهمان‌ها در حال بیرون رفتن از خانه بلند می‌گوید: «خدا صبر بده به همه!» کوچه‌ای که حالا خانه امیرحسین در آن است و تا یک سال‌و‌نیم پیش خانه ستایش هم در آن بود، آن‌ قدر تنگ و باریک است که چهار نفر در کنار هم نمی‌توانند از آن داخل رد شوند. یکی از مشتریان سوپری معروف سر کوچه‌ای که ستایش لحظات قبل از قتل از آنجا بستنی خریده بود، می‌گوید: هر دو خانواده مظلوم و بی‌آزار بودند و قربانی شدند. آن روز امیرحسین مواد کشیده بود که این کار را کرد. موادهایی که معلوم نیست از کجا می‌آید و در خیرآباد فراوان است. از وقتی که اراده کنی تا وقتی که مواد را پیدا کنی، دو دقیقه هم بیشتر طول نمی‌کشد. هنوز هم باور نمی‌کنیم که امیرحسین قاتل باشد. بی‌آزار بود، کسی صدایش را هم نشنیده بود. این اتفاق به خاطر موادی بود که مصرف کرده بود. معلوم نبود داخل مواد چه داشت که او را به این حالت درآورد.

او درباره اعدام امیرحسین می‌گوید: «ای کاش اعدام نمی‌شد و تا آخر عمر در زندان نگهش می‌داشتند. این طوری بیشتر متوجه کاری که کرده بود، می‌شد.» یکی دیگر از جوان‌های خیرآباد می‌گوید: «ای کاش پدر و مادر ستایش و امیرحسین بیشتر مراقب بچه‌های‌شان بودند تا این اتفاق نمی‌افتاد.»
امیرحسین دچار بیماری روانی اختلال سلوک بود

دی سال ۹۵ وکیل امیرحسین از بستری شدن او در بیمارستان اعصاب و روان خبر داده و گفته بود: «امیرحسین به دلیل شرایط روحی و روانی و پرخاشگری‌هایی که داشت، به بیمارستان اعصاب و روان منتقل شد. عذاب وجدان و ندامتی که در این چند ماه امیرحسین داشت، به‌ همراه زمینه‌های بیماری روانی باعث شد که از خود رفتارهای غیر عادی نشان دهد و هم اکنون نیز در بیمارستان بستری است.» او درباره احتمال بیماری روانی امیرحسین گفته بود: «کارشناس کانون اصلاح و تربیت برای امیرحسین بیماری تشخیص داده که اختلال سلوک نام دارد. اختلال سلوک، تقریبا کودکان زیر سن بلوغ را دربرمی‌گیرد و اگر این بیماری در طول زمان درمان نشود، اختلال شخصیت ضد اجتماعی پیدا می‌کنند. سابقه امیرحسین و روان‌شناس کانون شهادت می‌دهد که مشکوک به بیماری اختلال سلوک است، نشانه‌های اختلال سلوک‌ نداشتن، حس همدلی با دیگران است. یعنی وقتی یک انسان معمولی از زجرکشیدن یک فرد ناراحت می‌شود، کسی که اختلال سلوک دارد، این اتفاق دگرگونش نمی‌کند.»

او با اشاره به این که امیرحسین دو بار در زندان اقدام به خودزنی کرده بود، گفت: «امیرحسین هنوز بچه است. حرف‌های عجیب‌وغریب زیاد می‌زند. الان که به رجایی‌شهر منتقل شده، هیجان‌زده است، فکر می‌کند مرد شده، با هیجان به من زنگ می‌زند و می‌گوید آقای فرحبخش، من را به رجایی‌شهر بردند اما گاهی هم زنگ می‌زند و می‌گوید ستایش را پشت سرش دیده. این توهمات را هنوز هم دارد. محیطی که امیرحسین در آن رشد کرده، مشکلات فراوانی داشته. شما نمی‌دانید در این اتفاق مست‌ بودن امیرحسین چقدر موثر بوده است.»
مواردی که اعدام کودکان را نقض می‌کند

مساله اعدام کودکان در ایران از مدت‌ها پیش در ایران مطرح بوده است. بهمن کشاورز، وکیل و حقوقدان با اشاره به این که مساله مجازات کودکان و نوجوانان بر مبنای معیار سنی در قانون حمایت از کودکان و نوجوانان در مورد آن بحثی نشده است، گفت: «این قانون که در ۱۳۸۴ تصویب شده به برخی مسائل دیگر مربوط به کودکان و نوجوان پرداخته و کل افرادی را که کمتر از ۱۸ سال تمام دارند، مشمول تعریف کودک و نوجوان تلقی کرده است. در مورد مجازات اطفال بزهکار قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ از ماده ۸۸ تا ۹۵ به این مساله پرداخته و برای کودکانی که مرتکب جرم می شوند، تدابیر خاصی را پیش بینی کرده است.»

این حقوقدان با بیان این که ورود به تفضیل همه موارد در حوصله این بحث نیست، ادامه داد: «از دیرباز این مساله، بلکه این معضل مطرح بوده که ضوابط شرعی مربوط به مسئولیت کیفری را چه ناظر به دختران دارای ۹ سال تمام قمری و پسران دارای ۱۵ سال تمام قمری است، چگونه باید با روابط مربوط به حمایت از اطفال و نوجوانان در اسناد و مقررات بین‌المللی منطبق کرد. آن چه فعلا مطرح بوده، بحث اجرای قصاص نفس و اعدام مطرح است.»

کشاورز درباره مورد ماده ۹۱ قانون مجازات اسلامی جدید نیز می‌گوید: «در جرایم موجب حد یا قصاص هر گاه افراد بالغ کمتر از ۱۸ سال ماهیت جرم انجام شده یا حرمت آن را درک نکند یا در رشد و کمال عقل آنها شبهه وجود داشته باشد، حسب مورد با توجه به سن آنها به مجازات‌های پیش‌بینی‌شده محکوم می‌شوند، دادگاه برای تشخیص رشد و کمال عقل می‌تواند نظر پزشکی قانونی را استعلام یا از هر طریق دیگری که مقتضی بداند، استفاده کند.»

او با اشاره به این که حکم قانونگذار در مورد افراد زیر ۱۸ سال مطلق نیست، افزود: «به عبارت دیگر در برخی نظام‌های حقوقی صرف این که متهم یا مرتکب کمتر از ۱۸ سال داشته باشد، باعث معافیت او از مجازات می‌شود. حد ۱۸ سال در برخی نظام‌های حقوقی دیگر متفاوت است اما قانونگذار ما داشتن کمتر از ۱۸ سال را قرینه‌ای برای احتمال وجود اشکالی در شناخت و ادراک متهم قرار داده که وجود آن محتاج دلیل اثباتی است. در ماده ۹۱ چند مورد مطرح است؛ اولا عدم درک ماهیت جرم انجام شده، یعنی متهم نمی‌داند آن چه انجام داده، بر مبنای معیارهای متعارف اجتماع غیر قابل قبول و ناپسند است. ثانیا عدم درک حرمت عمل انجام شده، یعنی متهم توجه به حرمت شرعی عمل انجام شده ندارد. ثالثا تردید در رشد و کمال عقلی متهم.

یعنی متهم با توجه به آن چه در ماده ۱۴۹ قانون مذکور آمده، دچار اختلال روانی است؛ به نحوی که اراده یا قوه تمیز او در حد جنون مختل است. قانونگذار اجازه داده برای تشخیص رشد کمال عقل، نظر پرشکی قانونی را بخواهد یا از هر طریق دیگری نظیر مراجعه به مددکاران اجتماعی یا متخصصان بزهکاری اطفال استفاده کند اما احراز موضوع عدم درک حرمت یا ماهیت جرم باید به وسیله خود دادگاه احراز شود. بنابراین وقتی متهمی که به سن بلوغ شرعی رسیده مرتکب جرمی می‌شود که مجازات آن حد یا قصاص است، دادگاه باید با توجه به ماده ۹۱ اقدام کند و صرف این که متهم بالغ است، برای تعیین مجازات کفایت نمی‌کند. توجه شود که اطلاق ماده ۹۱، تمامی مواردی را که متهم در مقطع ارتکاب جرم کمتر از ۱۸ سال دارد و در عین حال بالغ است، دربرمی‌گیرد و این بحث که با رسیدن متهمی از این‌گونه به سن ۱۸ سالگی می‌توان او را همچون افراد بالای ۱۸ سال محاکمه و اعدام کرد، اصولا قابل طرح نیست و ماده ۹۱ چنین فرضی را دربرندارد. اگر چنین استدلالی شده باشد یا بشود، بهتر است استدلال کننده تفصیل و مبانی استدلال خود را بیان کند تا بحث در مورد آن میسر شود.»

سرانجام امیرحسین در شهریور‌ سال ۹۵ در شعبه هفتم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی خازنی محاکمه شد. پس از چندین‌ بار محاکمه، سه اتهام عمل منافی عفت، قتل عمد و جنایت بر میت به امیرحسین تفهیم شد. بر اساس رای صادره، قاتل این پرونده در خصوص اتهام قتل عمد به قصاص نفس و در خصوص اتهام تجاوز به عنف به یک‌ بار اعدام و در خصوص اتهام جنایت بر میت به ۷۴ضربه شلاق محکوم شد.»


این پایان قصه است؛ قصه‌ای که از آن یکشنبه تلخ شروع شد؛ یکشنبه ٢٢فروردین ٩٥. دختربچه ٦ساله‌ای به نام «ستایش قریشی» به طرز دلخراشی به قتل رسید. قاتل  امیرحسین ١٦ساله بود، پسر همسایه‌ای که به ستایش تجاوز کرد و او را با چاقو به قتل رساند؛ امیرحسینی که حالا زیر تیغ است؛ امیرحسینی که زندگی دو همسایه در خیرآباد ورامین را ویران کرد؛ یکی در حسرت قصاص و دیگری در انتظار بخشش. شهریور‌ سال ۹۵ بود که امیرحسین در شعبه هفتم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی خازنی پای میز محاکمه قرار گرفت. پس از چندین‌بار محاکمه، سه اتهام عمل منافی عفت، قتل عمد و جنایت بر میت به امیرحسین تفهیم شد. براساس رأی صادره، قاتل این پرونده درخصوص اتهام قتل عمد به قصاص نفس و درخصوص اتهام تجاوز به عنف به یک‌بار اعدام و درخصوص اتهام جنایت بر میت به ۷۴ضربه شلاق محکوم شد. این حکم سحرگاه امروز اجرا شد.

آخرین ملاقات

حالا پس از گذشت یک‌سال و ٩‌ماه، ساعت ٩ صبح سه‌شنبه با خانواده امیرحسین تماس گرفتند و از آنها خواستند در زندان حضور پیدا کنند. شاید این آخرین ملاقات باشد. مادر، پدر و خواهر امیرحسین به زندان رجایی‌شهر رفتند. وارد یک سالن بزرگ شدند؛ سالنی با ٥ نگهبان. ٥ دقیقه‌ای روی صندلی‌های سرد نشستند تا امیرحسین را آوردند. هم دستبند به دستانش بود و هم پابند به پاهایش. ثانیه‌ها به سرعت می‌گذشت، اما بغض و اشک مجال صحبت نمی‌داد. پدر امیرحسین در رابطه با آخرین ملاقاتش با تنها پسرش می‌گوید.

نخستین جمله‌ای که به امیرحسین گفتید، چه بود؟

حرف زیادی برای گفتن نبود. یعنی شرایط طوری بود که نمی‌شد صحبت کرد. اولش او را در آغوش گرفتم. چند دقیقه اول هیچ حرفی بین ما رد و بدل نشد. باور این‌که آخرین ملاقات است، برایم سخت بود. امیرحسین چندبار از ما خواست که حلالش کنیم. همان موقع بود که همسر و دخترم به گریه افتادند. من می‌خواستم جلوی اشکم را بگیرم. به آنها دلداری می‌دادم، اما خودم به گریه افتادم.

امیرحسین می‌دانست این آخرین ملاقات است؟

می‌دانست. مدام این جمله را تکرار می‌کرد که کارش تمام است و دیگر اعدام می‌شود.

ترسیده بود؟

گریه می‌کرد. بیشتر وقتمان به گریه‌کردن گذشت. نمی‌توانستیم حرف بزنیم. تکرار می‌کرد اشتباه کردم، اشتباه.

از شما چیزی نخواست؟

نه، هیچی. فقط می‌گفت ‌ای‌ کاش خدا مِهرم را به دل خانواده آقای قریشی بیندازد و من را ببخشند. من بچگی کردم. در آن زمان درحال خودم نبودم. هیچ‌کدام از کارهایی که کردم را به یاد ندارم. می‌خواست که او را ببخشند.

همسر و دخترت چه کار می‌کردند؟

آنها اصلا فکرش را هم نمی‌کردند این آخرین ملاقات باشد، اما با کلمه‌کلمه‌ای که امیرحسین می‌گفت، اشک می‌ریختند. بعد از پایان ملاقات هم حال همسرم بد شد و او را به بیمارستان بردیم. قلبش مشکل دارد. یکی از رگ‌های قلبش گرفته است. باید بالون بزنند. تا ظهر چهارشنبه هم در بیمارستان بستری بود. اوضاع ‌و احوال خوبی ندارد. دخترم از او پرستاری می‌کند.

از زمان اجرای حکم امیرحسین اطلاع دارید؟

صبح چهارشنبه خودم به دادسرای ورامین رفتم و مطمئن شدم امیرحسین را صبح پنجشنبه اعدام می‌کنند. این درحالی است که هنوز همسر و دخترم خبر ندارند.

برای امیرحسین نتوانستید رضایت بگیرید؟

از آن روزی که این اتفاق افتاده تا دوماه پیش، یک جمله هم بین من و پدر ستایش رد و بدل نشد. چندبار واسطه فرستادیم، اما فایده‌ای نداشت. یک‌بار دخترم واسطه شد، اما خانواده ستایش حتی در را روی او باز نکردند. برادر همسرم هم چندبار خواست وساطت کند، اما نشد. محرم‌ سال گذشته، من پدر ستایش را دیدم، سلام کردم، جواب سلام من را هم نداد. همسرم هم مدتی قبل، مادر ستایش را به‌طور اتفاقی در امامزاده خیرآباد دید. مادر ستایش حتی تحمل دیدن ما را هم ندارد. پدرش هم همین‌طور. البته من حال آنها را درک می‌کنم.

با وجودی که ما همسایه بودیم، اما چند روز پس از این اتفاق خانواده ستایش از محل ما رفتند. البته هنوز در خیرآباد هستند اما محل زندگی‌شان را تغییر داده‌اند. از اهالی محل شنیدیم که مادر ستایش حال ‌و روز خوبی ندارد. وقتی هم که ما را می‌بیند، حالش خراب‌تر می‌شود. با وجود این، توانستم دوماه پیش پدر ستایش را در خیابان‌های خیرآباد ببینم. با او صحبت کردم. از او خواستم پسرم را ببخشد. التماسش کردم. دستش را بوسیدم. گفتم من از مال دنیا تنها یک خانه ٨٠متری دارم. آن را هم به نام شما می‌کنم. از خون امیرحسین بگذر، اما فایده‌ای نداشت. او گفت: «نمی‌توانم ببخشم.» ولی من همچنان التماس می‌کردم. بعد اهالی محل و همسایه‌ها ما را از هم جدا کردند. من نتوانستم برای پسرم کاری بکنم.

در حال‌حاضر مادر امیرحسین چه کار می‌کند؟

دوستان و اقواممان به خانه‌مان آمده‌اند و دست به دعا شده‌اند. همه ما منتظر گذشت خانواده ستایش هستیم. امیدوارم این آخرین ملاقات نبوده باشد.

امید به دیدار دوباره امیرحسین دارید؟

من خانواده‌ام را آرام می‌کنم. نمی‌گذارم اشکم و سوز دلم را ببینند، اما امید دارم. امیرحسین را خدا به ما داد و اگر بخواهد دوباره به ما می‌بخشد. چشمانم به رحمت بیکران خداوند است.

قصاص می‌خواهند

این درحالی است که پدر ستایش بارها عنوان کرده بود هیچ صحبتی با کسی ندارد و خواهان اجرای حکم قصاص است. «ستایش که دیگر زنده نمی‌شود. زندگی ما هم که نابود شد، اما اجرای حکم قصاص از مرگ ستایش‌های دیگر جلوگیری می‌کند. باید درس عبرتی برای دیگران باشد.»

بامداد چهارشنبه‌ای که گذشت شاید واپسین بامداد امیرحسین بود که دیگر هرگز تکرار نمی‌شود.

واکنش به اعدام امیرحسین

با انتشار خبر اعدام امیرحسین در زندان رجایی‌شهر، در کنار وکیل مدافع امیرحسین که نامه‌ای به مادر ستایش نوشت و از او خواست امیرحسین را ببخشد، لیلی رشیدی، بازیگر کشورمان هم به اعدام این پسر واکنش نشان داد.

لیلی رشیدی در این یادداشت نوشته است: «اتفاق تلخی که برای ستایش قریشی افتاده و ضربه‌ای که به خانواده او وارد شده قابل چشم‌پوشی و نادیده‌گرفتن نیست، اما باید درنظر بگیریم که امیرحسین هم کودک است و قربانی محیط و جامعه شده است. در همین میان، پیوستن ایران به کنوانسیون حقوق کودک به این معنی است که ایران ملزم به رعایت قانون و قصاص نکردن امیرحسین است. البته اعدام‌نشدن امیرحسین به این معنی نیست که رنج خانواده مقتول فراموش می‌شود. قطعا ضربه‌ای که به خانواده ستایش و همچنین جامعه وارد شده، قابل چشم‌پوشی نیست ولی باید این مسأله را درنظر بگیریم اشتباهی که امیرحسین مرتکب آن شده، تحت‌تأثیر اتفاقات بیرون است. محیطی که امیرحسین در آن بزرگ شده، نظام آموزشی، تربیت خانوادگی و… عواملی که به هر نحو کودکان و ازجمله امیرحسین را نادیده گرفته، دلیلی بر بروز چنین اتفاقاتی است. درواقع ما مقصریم که امیرحسین‌ها درگیر چنین اتفاقاتی می‌شوند و نتیجه آن می‌شود ستایشی که دیگر نیست. ما مقصریم که با بی‌توجهی به کودکان و در نظر نگرفتن حقوق‌شان، آنها را تبدیل به متجاوز و.. می‌کنیم. درنهایت امیدوارم روزی برسد که کودکان قصاص و قربانی محیط و جامعه نشوند.»

وکیل‌مدافع خانواده ستایش قریشی از اجرای حکم اعدام عامل قتل دختربچه افغان تبار در روز پنجشنبه – 14 دی  – خبر داد. عسگر قاسمی آقباش  گفت: خانواده ستایش قریشی با مراجعه به اجرای احکام، مطلع شدند که زمان اجرای حکم اعدام امیرحسین – متهم پرونده – روز پنجشنبه تعیین شده است.

دراین جنایت که  شهریور سال ۹۵ رخ داد، دخترک شش ساله پس از ربوده شدن توسط پسر نوجوان همسایه هدف تجاوز قرار گرفت و بعد هم  در یکی از محله‌های اطراف  ورامین کشته شد.عامل این جنایت پس از دستگیری،در شعبه هفتم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی خازنی محاکمه شد که  در نهایت بر اساس رأی صادره، قاتل درخصوص اتهام قتل عمد به قصاص نفس و درباره اتهام تجاوز به عنف به یک بار اعدام و در مورد اتهام جنایت بر میت به ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد.

اما پس از اعتراض به رأی صادره ازسوی قاتل، پرونده برای رسیدگی نهایی به شعبه ۳۲ دیوان عالی کشور ارسال شد که قضات، حکم دادگاه را تأیید کردند.وکیل مدافع قاتل ستایش نیز دیروز از تعیین وقت اجرای حکم  پرونده خبر داد و گفت: به ما اعلام شده که حکم پنجشنبه اجرا می‌شود.

مجتبی فرحبخش از ملاقات حضوری خانواده امیرحسین با وی خبر داد و گفت: طبق آنچه به ما اعلام شده، دیروز-سه‌شنبه- آخرین ملاقات امیر حسین با خانواده‌اش بوده است.ضمن اینکه به ما اعلام شده حکم اعدام سحرگاه پنجشنبه اجرا می‌شود و تلاش ها برای کسب رضایت از خانواده ستایش نیز بی‌نتیجه بوده است.فرحبخش اظهارداشت: متأسفانه فعالان حقوقی و حتی خانواده ستایش نیزتلفن‌های همراه شان را خاموش کرده‌اند. درعین حال اجرا نشدن حکم قصاص فقط به اعلام رضایت خانواده ستایش بستگی دارد.


پرونده ستایش قریشی کودک ۶ ساله افغانستانی که فروردین سال ۹۵ توسط یک نوجوان ۱۷ ساله ایرانی پس از تجاوز به عنف به قتل رسید، برای تعیین مهر‌المثل و ارش‌البکاره به کارشناس ارجاع شد.

به گزارش فش نیوز، پرونده ستایش قریشی کودک ۶ ساله افغانستانی که فروردین سال ۹۵ توسط یک نوجوان ۱۷ ساله ایرانی پس از تجاوز به عنف به قتل رسید، برای تعیین مهر‌المثل و ارش‌البکاره به کارشناس ارجاع شد.

عسگر قاسمی آقباش وکیل مدافع اولیای دم ستایش قریشی با اعلام این خبرگفت که 17 فروردین امسال به دنبال دادخواستی که اولیای دم ستایش داده بودند، جلسه دادگاه به منظور تعیین مهر‌المثل و ارش‌البکاره در شعبه هفتم دادگاه کیفری یک استان تهران برگزار شد.این وکیل دادگستری اضافه کرد: در حال حاضر دادگاه برای تعیین ارش‌البکاره و مهرالمثل، پرونده را به کارشناس ارجاع کرده تا پس از نظر کارشناس رسمی دادگستری در این خصوص تصمیم‌گیری شود.

به گفته قاسمی آقباش، اولیای دم ستایش قریشی باید 5 میلیون ریال برای کارشناسی پرداخت کنند.

بر اساس این گزارش،  23 فروردین‌‌‌‌‌‌‌ سال گذشته بود که گزارشی مبنی بر وقوع قتل یک دختر بچه 6 ساله افغانستانی در روستای خیرآباد ورامین تحویل مراجع قضایی شد. گزارش حاکی از آن بود که ستایش قریشی که به گفته پدر او یک‌شنبه 22 فروردین برای خرید بستنی از منزل خارج شده، دیگر به خانه بازنگشته است.

در تحقیقات اولیه مشخص شد که پسر 17 ساله همسایه که دچار وسوسه شیطانی شده بود، او را ربوده و پس از تجاوز به قتل رسانده است.

با اعلام این گزارش، دادستانی ورامین بر رسیدگی ویژه و خارج از نوبت پرونده تأکید کرد و از نخستین لحظات وقوع این جنایت، رسیدگی به این پرونده به طور ویژه و خارج از نوبت در دستور کار دستگاه قضایی قرار گرفت تا اینکه پس از صدور قرارمجرمیت و کیفرخواست، شعبه هفتم دادگاه کیفری یک استان تهران، قاتل ستایش را بابت ارتکاب قتل به قصاص، تجاوز به‌عنف به اعدام و بابت جنایت بر میت به دیه محکوم کرد و این حکم در شعبه 32 دیوان عالی کشور تأیید شد.

قاتل ستایش هم اکنون در کانون اصلاح و تربیت استان تهران به سر می‌برد و چندی پیش نیز وکیل وی از بستری شدن موکلش در بیمارستان اعصاب و روان خبر داد.

پزشکی قانونی پیشتر تأیید سلامت روان قاتل ستایش را تأیید کرده بود.

01 بهمن سال 95، حکم قاتل ستایش برای اجرا به واحد اجرای احکام دادسرای ورامین ارجاع شد اما فعلاً منتظر تعیین تکلیف دادگاه در خصوص ارش‌البکاره و مهرالمثل است.

دادستان ورامین قبلاً درباره آخرین وضعیت اجرای حکم به خبرنگار تسنیم گفته بود: آن طور که خانواده مقتول گفته‌اند، برای اینکه مجبور نشوند تفاضل دیه ناشی از اجرای قصاص را بپردازند، یحتمل قصاص را معلق و بحث اعدام را پیش بکشند. البته در حال حاضر نمی‌توان نظر قطعی داد زیرا آدمیزاد است و امکان دارد تا روز اجرای حکم، تصمیم‌شان تغییر کند و قصاص را اجرا کنند.

مرادطلب تأکید کرده برای اینکه سوء تفاهمی پیش نیاید، دستگاه قضایی هیچ ورودی به موضوع اخذ گذشت نداشته است و فقط آنچه حکم صادر شده و تصمیم اولیاء‌دم است را اجرا می‌کند.

1 دیدگاه

  1. بیچاره ننه باباش

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
x

شاید بپسندید

Top stories یا همان In The News گوگل چیست؟

  به گزارش فـش نیوز،شاید تا به ...

Scroll Up
onvan

  فش نیوز اخبار امروز خبر های فوری تیتر مهمترین خبر مهمترین اخبار امروز اخبار ایران تیتر اخبار مهمترین خبر خبر فوری اخبار تصویری اخبار اقتصادی مهمترین خبر روز شهر خبر