خانه 4 حجاب ومذهب 4 داستانهایی از تجاوز به دختران …

داستانهایی از تجاوز به دختران …

چندماهی می‌شد که یکی از دوستانم شماره من را به سحر داده‌بود چندین بار او را دیدم و با هم رابطه دوستانه‌ای برقرار کردیم بعد از طریق دوستم متوجه شدم سحر قصد ازدواج با من را دارد.

او به دوستم گفته‌بود می‌خواهد به من پیشنهاد ازدواج بدهد و بسیار از من خوش‌اش می‌آید اما من چندان به او علاقه‌مند نبودم تا اینکه روز اتفاق پیشنهاد دادم به اتفاق سحر و دو دوستم حامد و بابک به باغی برویم در آنجا به سحر پیشنهاد دادیم با او رابطه داشته ‌باشیم و سحر هم قبول کرد. او خودش به این رابطه راضی بود. قرص‌های دیازپام را هم خودش خورد و ما هیچ نقشی در خوراندن قرص‌ها نداشتیم به همین سبب هم قتل سحر را قبول ندارم. هر آنچه من و دوستانم در اداره پلیس گفتیم تحت فشار بوده‌است و این گفته‌ها را قبول نداریم

ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

صدای گریه لیلا در اتاق می‌پیچد. نفسش‌ لابه‌لای هق‌هق‌ها گیر می‌کند. زن‌های خوابگاه او را در آغوش می‌کشند تا کمی آرام‌تر شود. دستش را می‌گیرم. تازه یادم می‌افتد که کودک است و دستان کودکی‌اش را گرفته‌ام؛ کودکی که در چهارماه پیش و لابه‌لای دردها جامانده. انگشتانش ظریف و کوتاهند، نقطه‌هایی از لاک‌نقره‌ای روی دست‌هایش جامانده….

ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

 

متن نوحه های محرمی+دانلود

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
Scroll Up
onvan

فش نیوز اخبار امروز خبر های فوری تیتر مهمترین خبر مهمترین اخبار امروز اخبار ایران تیتر اخبار مهمترین خبر خبر فوری اخبار تصویری اخبار اقتصادی مهمترین خبر روز شهر خبر