خلاصه قسمت سریال شرافت

به این مطلب ستاره دهید

سریال شرافت

سریال شرافت

خلاصه داستان قسمت آخر سریال ترک شرافت

نام اصلی سریال : شرافت (Şeref Meselesi)

سال تولید سریال  : ۲۰۱۵

ژانر سریال : درام میباشد

کاگردان :آلتان دونمِز ( Altan Dönmez ) فش نیوز

بازیگران : یاسِمین آلِن (Yasemin Allen) – شوکرو اوزیلدز (Şükrü Özyıldız  )- کرِم بورسین (Kerem Bürsin)  و شوکران اووال (Şükran Ovalı )و …

خلاصه داستان سریال شرافت :

میگن پسرها وقتی پدرشون رو از دست میدن بزرگ میشن . ایگیت و امیر دو تا برادرن . در حالیکه ایگیت جوون جذاب ، رفیق باز  هست ، امیر بر عکس ایگیت بیشتر از ظاهرش به عقلش اعتماد میکنه و یه جوون باهوش و تلاشگره . هرقدر هم که دنیاهاشون مخالف همدیگه باشه هم دنیای این دو تا برادر که خیلی به هم وابسته هستن ، ابتدا با فوت پدربزرگشون و پس از اون با فوت پدرشون زیر و رو میشه . در حالیکه که در محله جدیدشون در استانبول که تازه به اونجا اسباب کشی کردن دختر سردمزاج اما دلربایِ محله ، سیبل ، دل هر دو برادر رو مال خودش میکنه ، دوستای نزدیک این دختر جوون یعنی دریا و کبرا هم در اولین نگاه خودشون رو محو در جاذبه ییغیت میکنن و …

هدف سریال: ۱-نمایش رابطه های آزاد با زنان هرزه

۲  -آزادی های نامشروع دختران وزنان

۳ -ایجاد حس انتقام

۴ -ودرنهایت آماده کردن روحیات  خانواده های ایرانی برای نزدیکی با حس شهوت پرستی و…

آخر داستان سریال شرافت چه خواهد شد :

سرنوشت ایگیت :

 

او برادر بزرگتره امیر است. او عضو یک باند تبهکاری است و برای انتقام کبرا را باردار می کند. او عاشق سیبل می شود تا زمانی که متوجه می شود امیر و سیبل یک رابطه عاشقانه قدیمی با یکدیگر دارند. زمانی که او این قضیه را متوجه می شود تصمیم میگیرد از الیف دخترش و کبرا مراقبت کند. ایگیت برنامه ریزی میکند که با کبری ازدواج کند اما به دلیل مسائلی که اتفاق می افتد او محبور میشود با سیبل ازدواج کند. در این میان دشمن ایگیت شخصی به نام سیهان است . او با سیبل را میکشد. پس از آن ایگیت استانبول را ترک می کند و بعد از ۵ سال به آنجا بر میگردد. او می بیند الیف توسط رئیس باند تبهکاران بروده شده است. سرانجام ایگیت نیز به دست باند تبهکاران کشته می شود.

سرنوشت امیر :

برادر کوچک ایگیت است. او بر خلاف ایگیت تحصیلات خود را ادامه می دهد و دادستان می شود. او در دستگیری مجرمین و تبهکاران با پلیس همکاری میکند. امیر مجبور می شود به صورت نمایشی با کبرا ازدواج کند اما بعد از مدت کوتاهی او عاشق کبرا می شود و این ازدواج نمایشی تبدیل به یک ازدواج واقعی می شود.

سرنوشت سیبل: 

سیبل یک مدل است ، او همسایه امیر و ایگیت است و از بچگی با کبری و دریا دوست بوده است .او یک رابطه دوستی با امیر برقرار می کند اما بورا را به امیر ترجیح می دهد.البته این ماجرا خیلی طول نمی کشد و او وارد یک رابطه جدید با ایگیت می شود. وقتی ایگیت از روابط گذشته سیبل با خبر می شود تصمیم میگیرد سیبل را ترک کند ، اما سیبل پیشنهاداتی به ایگیت می دهد ، اما باز هم ایگیت مخالفت می کند.پس از آن سیبل شروع میکند با ایلماز روی هم ریختن. ایلماز پسر حکی است. پس از آن سیبل مجددا با کبری آشتی می کند اما این دوستی باز هم زیاد طول نمی کشد . به دلایلی ایگیت مجبور میشود که با سیبل ازدواج کند اما پس از آن به سیبل میگوید که قصد دارد طلاق بگیرید. شمانی که سیبل خانه را ترک می کند توسط سیهان کشته می شود.

سرنوشت کبری:

کبری دختر سعد الله است . او فریب ایگیت را که گفته بود عاشقش است را میخورد و با او رابطه برقرار می کند ، اما زمانی که کبری باردار می شود ایگیت کبری و بچه داخل شکمش را رد می کند. با این حال کبری تصمیم می گیرد که بچه داخل شکمش را به دنیا بیاورد . او این کار را می کند و یک دختر به دنیا می اورد که اسمش را الیف می گذارد. بعد از مدتی کبری به صورت سوری با امیر ازدواج می کند. اما از آنجایی که کبری دچار افسردگی شده بود تصمیم می گیرد که خود کشی کند. اما بعد از مدتی روحیه اش بهتر می شود و یک مغازه قنادی با دریا راه اندازی می کند. امیر به کبری گفت که عاشق او شده است . اما کبری هیچ حسی به امیر نداشت و هنوز به فکر عشق سابق خود ایگیت بود. بعد از مدتی ایگیت به سراغ کبری آمد و اظهار پشیمانی کرد و خواست که با هم دوباره رابطه بر قرار کنند. اما کبری نپذیرفت. اما بعد از گذشت مدتی ایگیت توانست کبری را متقاعد کند. اما این رابطه نیز با ازدواج ایگیت با سیبل دوباره تمام شد. و با این اتفاق امیر و کبری به یکدیگر نزدیک شدند. ایگیت باز هم به سراغ کبری آمد اما این بار کبری قبول نکرد . بعد از پنج سال امیر و کبری صاحب یک پسر شدند که کبری اسم پسرشان رو ایگیت گذاشت.

 

 

 

.