خانه 4 خبر جالب نمایش 4 سخنان آیت الله طالقانی

سخنان آیت الله طالقانی

آیت الله طالقانی

 

«در میان تعجب حاضرین به جای نشستن روی صندلی‌های مجلس روی زمین نشست و چند نفر از نمایندگان نیز به نشانه احترام روی زمین کنار وی نشستند.»

معتقدبودکسی که روی این صندلی های راحت می نشیندنمی تواندبه نفع محرومان قانون بنویسد.

به گزارش پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی، آیت‌الله سید محمود طالقانی خواستار تشکیل مجلس در مسجد بود و با استناد به مجلس مسلمانان در صدر اسلام که به شکل دایره روی زمین نشسته و مجلس آنها صدر و ذیل نداشت تا جایی که واردین و نمایندگان قبایل و کشورهای خارجی رسول خدا را چون هیچ‌گونه امتیازی در جایگاه و لباس از دیگران نداشت نمی‌شناختند، خود نیز در جلسه افتتاحیه مجلس خبرگان (28 مرداد 1358) هنگامی که با کمی تاخیر وارد مجلس شد در میان تعجب حاضرین به جای نشستن روی صندلی‌های مجلس روی زمین نشست و چند نفر از نمایندگان نیز به نشانه احترام با ترک صندلی‌هایشان روی زمین کنار وی نشستند.

در فاصله تنفس جلسه اول و دوم، بسیاری از نمایندگان و علما و روحانیون عضو مجلس دور تا دور طالقانی روی زمین نشستند و به بحث پرداختند.

در این حین وقتی آیت‌الله بهشتی از ایشان خواستند که در صورت امکان برای جلوگیری از سوء تعبیر طبق آیین‌نامه بر جایگاه خود بنشینند، طالقانی جواب داد: «قبلا به من گفتند که این کار خلاف آیین‌نامه است و من جواب دادم که جریمه آن را هر چه هست، می‌دهم. من دوست داشتم به جای این کاخ در مسجد جلسات را برگزار می‌کردیم … وقتی می‌گوییم که مسجد جای همه‌گونه جلسات بحث و بررسی و تصمیم‌گیری‌های سیاسی و نظامی است چرا خودمان رعایت نمی‌کنیم؟»

هر چند که طالقانی تا زمانی که در قید حیات بود از 14 جلسه مجلس تنها در پنج جلسه به طور کامل شرکت کرد و در سه جلسه نیز با تاخیر حاضر شد و در اکثر ساعات حضور نیز بیشتر در حال تفکر و سکوت و نگرانی روی زمین می‌نشست، با این وجود تاثیر و سهم طالقانی در بررسی قانون اساسی جمهوری اسلامی در تاریخ انقلاب اسلامی و در همین ساعاتی که حضور داشت، فراموش‌نشدنی و ماندگار است.

امام خمینی که واردشد همه برای
دستبوسی هجوم آوردند
طالقانی درگوشه ای نشسته
وبه صحنه خیره شد
حضار علت راجویا شدن
طالقانی گفت:بنده فکر میکردم
برای پایان دادن به این
دست بوسی‌ها انقلاب کردیم..

حمد حیدری از روزنامه نگاران قدیمی و از  دوستان مرحوم آیت الله طالقانی در صفحه شخصی خود نوشت:

من به احتمال بسیار بالا ، آخرین کسی بودم که اندکی پیش از درگذشت آیت الله محمود طالقانی با ایشان گفت وگوی مفصلی داشتم . داستان این دیدار و گفت و گوهای من با آن شادروان مفصل است ، اما فشرده ای از آن را در این جا می آورم :

پس از انقلاب ، از دفتر آیت الله طالقانی چند بار تماس هائی با من گرفته شد . رئیس دفتر ایشان شخصی بود بنام آقای علی بابائی ( روانش شاد ) که پرسش هائی را در مورد مسائل کشور از سوی آیت الله با من در میان می گذاشت . این آقای علی بابائی که بعدها دانستم در میدان باغشاه ( حر کنونی ) دفتری و مغازه ای دارد ، گرچه روحیه انقلابی داشت ، اما مردم دار و از خشونت بی زار بود و از افراط های آن روزها دل پر خونی داشت .

بیشترین تماس های ما مربوط به جنگ و برادر کشی در کردستان بود که آیت الله طالقانی را سخت نگران کرده بود . حتی به پیشنهاد مرحوم آیت الله یک کمیته در روزنامه اطلاعات تشکیل دادیم که ایشان خانم اعظم طالقانی را به نمایندگی از سوی خود برای شرکت در این کمیته معرفی کرده بود ( شادروان داریوش فروهر از سوی دولت موقت عضو دیگر این کمیته بود )

روزی رئیس دفتر آیت الله طالقانی تلفنی تماس گرفت و گفت آقای طالقانی مایل است اگر بتوانید ، عصر امروز به دیدار ایشان بیائید . ومن عصر آن روز ، به منزل ایشان رفتم .

همزمان با ورود من ، مصاحبه آیت الله طالقانی با یک هیات مطبوعاتی شوروی آغاز شد . من نیز در آن جلسه که عکس آن روز بعد چاپ شد حضور داشتم و فقط پرسش ها و پاسخ ها را می شنیدم . مصاحبه طولانی شد و هنگامی به پایان رسید که زمان نماز شب فرا رسیده بود .

با رفتن روزنامه نگاران شوروی ، آقای علی بابائی به من گفت : آقا رفتند نماز بخوانند ،بعد از نماز با شما صحبت می کنند و مرا به یک اتاق هشت دری که جز یک صندلی لهستانی اثاثیه دیگری نداشت ، راهنمائی کرد .

اندکی بعد از ساعت هشت شب آیت الله طالقانی وارد اتاق شد و روی آن تک صندلی نشست . خواست دستور دهد یک صندلی دیگر بیاورد ، اما ترجیح دادم روی زمین بنشینم .

آیت الله طالقانی نگهبان خود را که اسلحه یوزی داشت و او را ترکان می نامید فرا خواند و گفت : هیچ کس را نگذارید وارد اتاق شود و تلفن ها را هم وصل نکنید .

آیت الله ابتدا گفت دلیل این که خواستم بیائید این است که به راست گوئی و غیر سیاسی بودن شما باور دارم و آن گاه یک سلسله پرسش ها در باره مسائل مختلف کشوررا از من شروع کرد . در مواردی که اگاهی داشتم جواب می دادم ، در مواردی که مشکوک بودم شکم را بیان می کردم و در مورادی که اطلاع نداشتم ، بی اطلاعی خود را بیان می کردم .

ساعت از ده شب گذشته بود که آیت الله طالقانی آقای ترکان را ( که من حس می کردم در تمام این مدت گوش به در چسبانده و حرف های ما را می شنود ) فرا خواند و دستور داد شام بیاورند .
شام چلو خورش قیمه بود .

هنگام خوردن آن و تا پایان این دیدار که تا ساعت نیم روز بعد ادامه یافت ، پرسش و پاسخ ها ادامه یافت . در یک ساعت آخر ، به توصیه آیت الله طالقانی ، من برداشت ها و تحلیل های شخصی خودم را از شرایط کشور بیان می کردم .

وقتی گفت و گوها تمام شد و من آماده رفتن شدم ، آیت الله طالقانی همان آقای ترکان ( محافظ خود ) را صدا زد تا ترتیب رفتن مرا به خانه ام بدهد و در همان حال گفت : در نماز جمعه این هفته ملاحظه کاری را کنارمی گذارم و خیلی از مسائل را بیان می کنم .پنج ساعت و نیم بعد که آماده می شدم از خانه ام به دفتر روزنامه اطلاعات بروم ، از اخبار صبحگاهی تلویزیون خبر در گذشت آیت الله طالقانی را شنیدم .آن روز تنها روزنامه اطلاعات بود که تیتر زد : آیت الله طالقانی به ملکوت اعلی پیوست.

عکس/ بنی صدر درکنار آیت‌الله طالقانی و شهید بهشتی

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
x

شاید بپسندید

عناوین روزنامه های امروز

Scroll Up
onvan

  فش نیوز اخبار امروز خبر های فوری تیتر مهمترین خبر مهمترین اخبار امروز اخبار ایران تیتر اخبار مهمترین خبر خبر فوری اخبار تصویری اخبار اقتصادی مهمترین خبر روز شهر خبر