خانه 4 اشعار محرمی 4 متن نوحه کم کم غروب واقعه از راه می رسید

متن نوحه کم کم غروب واقعه از راه می رسید

کم کم غروب واقعه از راه می رسید
یک زن میان دشت، سراسیمه می دوید

این خیمه ها نبود که آتش گرفته بود
آتش میان سینه ی او شعله می کشید

راهی نمانده بود برایش به غیر صبر
باید دل از عزیز سفر کرده می برید

مردی که رفت و از سر نی حسّ بودنش
قطره به قطره سرخ و غریبانه می چکید

آن مرد رفت و واقعه را دست زن سپرد
باید حماسه پشت حماسه می آفرید

 

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
x

شاید بپسندید

Top stories یا همان In The News گوگل چیست؟

  به گزارش فـش نیوز،شاید تا به ...

Scroll Up
onvan

  فش نیوز اخبار امروز خبر های فوری تیتر مهمترین خبر مهمترین اخبار امروز اخبار ایران تیتر اخبار مهمترین خبر خبر فوری اخبار تصویری اخبار اقتصادی مهمترین خبر روز شهر خبر